پشتیبانی

چادر خاکی مادر - آیا می‏ توان گفت عدم امنیت زنان دلیل پیدایش حجاب است؟ چادر خاکی مادر - آیا می‏ توان گفت عدم امنیت زنان دلیل پیدایش حجاب است؟

چادر خاکی مادر

آیا می‏ توان گفت عدم امنیت زنان دلیل پیدایش حجاب است؟

آیا می‏توان گفت عدم امنیت زنان دلیل پیدایش حجاب است؟ ریشه دیگری که برای به وجود آمدن پوشش ذکر کرده ‏اند ناامنی است.در زمانهای قدیم بی‏عدالتی و ناامنی بسیار بوده است.دست تجاوز زورمندان و قلدران به مال و ناموس مردم بیباکانه دراز بوده است.

مردم اگر پول و ثروتی داشتند ناچار بودند به صورت دفینه در زیر خاک پنهان کنند.علت مخفی ماندن گنجها این است که صاحبان طلا و ثروت جرات نمی‏کردند که حتی بچه‏های خود را از پنهانگاه ثروت خود آگاه سازند; می‏ترسیدند که راز آنها به وسیله بچه‏ها فاش شود و مورد تجاوز و گزند قلدران واقع شوند.بدین ترتیب گاهی اتفاق می‏افتاد که پدر با مرگ ناگهانی از دنیا می‏رفت و فرصت نمی‏کرد اسرار خود را به فرزندش بسپارد.قهرا دارایی او در زیر خاکها مدفون می‏ماند.جمله معروف «استر ذهبک و ذهابک و مذهبک‏» (پول و مسافرت و عقیده خود را آشکار نکن) یادگار آن زمانهاست.

همان طور که در مورد ثروت امنیت نبود، راجع به زن هم امنیت وجود نداشت.هر کس زن زیبایی داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفی نگه دارد، زیرا اگر آنها اطلاع پیدا می‏کردند، او دیگر مالک زن خود نبود.

ایران دوره ساسانی ناظر جنایتها و فجایع عجیبی در این زمینه بوده است. شاهزادگان و موبدان و حتی کدخداها و اربابها هر گاه از وجود زن زیبایی در یک خانه مطلع می‏شدند به آن خانه می‏ریختند و زن را از خانه شوهرش بیرون می‏کشیدند.در آن موقع سخن از پوشش و حجاب نبود، سخن از به اصطلاح قایم کردن و مخفی داشتن زن بود که احدی نفهمد.ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن قضایای شرم‏آوری در این باره از ایران قدیم نقل می‏کند.کنت گوبینو در کتاب سه سال در ایران می‏گوید: «حجابی که هم اکنون در ایران است‏بیش از آن اندازه که مستند به اسلام باشد مستند به ایران قبل از اسلام است.» و می‏نویسد که در ایران قدیم مردم هیچ امنیتی در مورد زنها نداشتند.

درباره انوشیروان – که به غلط او را «عادل‏» خوانده‏اند – نقل شده که وقتی یکی از سرهنگان ارتش او زنی زیبا داشت.انوشیروان به قصد تجاوز به زن او در غیاب او به خانه‏اش رفت.زن جریان را برای شوهر خود نقل کرد.بیچاره شوهر دید زنش را که از دست داده سهل است جانش نیز در خطر است.فورا زن خویش را طلاق گفت.وقتی انوشیروان مطلع شد که وی زنش را طلاق داده است‏به او گفت‏شنیدم یک بوستان بسیار زیبایی داشته‏ای و اخیرا آن را رها کرده‏ای، چرا؟ گفت جای پای شیر در آن بوستان دیدم ترسیدم مرا بدرد.انوشیروان خندید و گفت دیگر آن شیر به آن بوستان نخواهد آمد.

این ناامنی‏ها اختصاص به ایران و به زمانهای قدیم نداشته است.داستان اذان نیمه شب که در داستان راستان آورده‏ایم نشان می‏دهد که چگونه مشابه این جریانها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه خلافت‏بغداد، در بغداد هم رواج داشته است.در همین زمانهای نزدیک خودمان یکی از شاهزادگان در اصفهان از این گونه تجاوزها زیاد داشته است و مردم اصفهان قصه‏های زیادی از زمان حکومت او نقل می‏کنند.

بررسی

ما وجود ناامنی‏ها و بی‏عدالتی‏های زمان گذشته و تاثیر آنها را در مخفی کردن زن منکر نیستیم.

مسلما حجابهای افراطی و عقاید افراطی درباره پوشیدن زن معلول همین نوع جریانهای تاریخی است.ولی باید ببینیم آیا فلسفه پوشش زن در اسلام همین امر بوده است؟

اولا این سخن درست نیست که در عصر ما امنیت کامل از نظر زن برقرار است.در همین دنیای صنعتی اروپا و آمریکا که به غلط آن را «دنیای متمدن‏» می‏نامیم، احیانا آمارهای وحشت‏آوری از زنای به عنف می‏خوانیم، چه رسد به دنیای به اصطلاح نیمه متمدن و تمام وحشی.تا در جهان حکومت‏شهوت برقرار است هرگز امنیت ناموسی وجود نخواهد داشت.منتها شکل قضیه تفاوت می‏کند.یک وقت کسی مانند فلان خان و فلان قلدر مامور مسلح می‏فرستد و زن کسی را از خانه‏اش بیرون می‏کشند، یک وقت دیگر زنی را در یک مجلس شب نشینی و در خلال رقص و دانس «قر» می‏زنند و او را از شوهر و فرزند آواره می‏کنند.این گونه حوادث و یا حوادثی از قبیل ربودن زنان و دختران به وسیله تاکسی یا وسیله دیگر زیاد اتفاق می‏افتد و در روزنامه‏ها می‏خوانیم.در روزنامه اطلاعات مورخ‏۶/۹/۴۷ تحت عنوان «زنان امریکا در معرض خطر حملات جنسی‏» می‏نویسد:

«واشنگتن آسوشیتدپرس – سه پزشک محقق آمریکایی در گزارشی که برای دولت امریکا تهیه کرده‏اند اعلام نموده‏اند که در میان ایالات امریکا لوس آنجلس از لحاظ میزان «زنای به عنف‏» مقام اول را دارد و واشنگتن مقام سیزدهم را حائز است. البته این بدان معنی نیست که زنان و دختران در واشنگتن از حملات جنسی درامانند، اما امنیت آنها از بسیاری از شهرهای بزرگ آمریکا بیشتر است.در هر صد هزار جمعیت لوس آنجلس ۵۲ مورد زنای به عنف وجود دارد در حالی که در واشنگتن این رقم‏۷/۱۷ می‏باشد.در نیویورک در مدت شش ماه ۳۰۰۰ شکایت از هتک ناموس به زور به اداره پلیس رسیده است.سن این عده شاکیان بین شش سال تا هشتاد و هشت‏سال بوده و قسمت اعظم شاکیان چهارده ساله بوده‏اند.» پس این ادعا که در عصر ما امنیت ناموسی کامل برقرار است و صاحبان نوامیس باید از این نظر خاطرشان جمع باشد یاوه‏ای بیش نیست.

ثانیا فرض کنیم امنیت ناموسی کامل در جهان برقرار شده و تجاوز به عنف دیگر وجود ندارد و هر تجاوزی که به نوامیس مردم می‏شود از روی رضای طرفین است، ریشه نظر اسلام درباره پوشش چیست؟ آیا نظر اسلام به عدم امنیت‏بوده تا گفته شود اکنون که امنیت کامل برقرار شده دلیلی برای پوشش نیست؟

مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنیت نبوده است.لا اقل علت منحصر و اساسی عدم امنیت نبوده است، زیرا این امر نه در آثار اسلامی به عنوان علت پوشش معرفی شده است و نه چنین چیزی با تاریخ تطبیق می‏کند.در میان اعراب جاهلیت پوشش نبود و در عین حال امنیت فردی به واسطه زندگی خاص قبیله‏ای و بدوی وجود داشت; یعنی در همان وقت که در ایران نا امنی فردی و تجاوز به ناموس به حد اعلی وجود داشت و پوشش هم بود، در عربستان این گونه تجاوز بین افراد قبائل وجود نداشت.

امنیتی که در زندگی قبیله‏ای وجود نداشت امنیت اجتماعی یعنی امنیت گروهی بود و این گونه عدم امنیت‏ها را پوشش نمی‏تواند چاره نماید.به این معنی که قبیله‏ای به قبیله دیگر شبیخون می‏زد.در این شبیخونها که به وسیله قبیله بیگانه انجام می‏شد همه چیز دستخوش غارت می‏گردید، هم مرد اسیر می‏شد و هم زن، پوشش زن برای او امنیت نمی‏آورد.

زندگی اعراب جاهلیت‏با همه تفاوت عظیم و فاحشی که با زندگی صنعتی و ماشینی عصر ما داشته، از این جهت مانند عصر ما بوده یعنی فحشا و زنا حتی در مورد زنان شوهردار فراوان بوده است.ولی به خاطر یک نوع دموکراسی و نبودن حکومت استبدادی کسی زن کسی را به زور از خانه‏اش بیرون نمی‏کشید.با این تفاوت که نوعی عدم امنیت فردی در زندگی ماشینی امروز هست که در آن عصر نبود.

پوشش برای جلوگیری از تجاوز کسانی است که در یک جا زندگی می‏کنند.

بر حسب خوی و عادت قبیله‏ای بین افراد یک قبیله این جور تجاوزها وجود نداشته است.لهذا نمی‏توانیم بگوییم که اسلام صرفا به خاطر برقرار ساختن امنیت دستور پوشش را وضع کرد.

فلسفه اساسی پوشش چیز دیگر است که توضیح خواهیم داد.در عین حال نمی‏خواهیم بگوییم که مساله امنیت زن از گزند تجاوز مرد به هیچ وجه مورد توجه نبوده است. بعدا در آنجا که به تفسیر آیه «جلباب‏» می‏پردازیم خواهیم دید که قرآن کریم بدین اصل توجه داشته است.مدعی این موضوع نیز نیستیم که در عصر ما این فلسفه بی‏مورد است و امنیت کامل برای زن از ناحیه تجاوزات مردانه برقرار است.تجاوزات به عنف که در کشورهای به اصطلاح پیشرفته همه روزه رخ می‏دهد، در روزنامه‏های ما هم منعکس است.

منابع مقاله:

مجموعه آثار جلد ۱۹ ، مطهری، مرتضی؛

منبع: hawzah.net

پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 02:06 ق.ظ
Wonderful blog! I found it while surfing around on Yahoo News.
Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo News?

I've been trying for a while but I never seem to get there!
Many thanks
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:38 ب.ظ
You have made some good points there. I checked on the net for more
info about the issue and found most individuals will
go along with your views on this site.
شنبه 12 فروردین 1396 08:42 ب.ظ
Terrific article! This is the kind of information that
should be shared around the internet. Shame on Google
for no longer positioning this submit upper! Come on over and visit my website .
Thank you =)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
comment fab icon
comment fab icon

درباره وبلاگ


آرشیو


طبقه بندی


آخرین پست ها


پیوندها


پیوندهای روزانه


بخش های وب


موتورهای جستجو

نویسندگان


ابر برچسب ها


نظرسنجی


آمار وبلاگ

پخش زنده حرم ساعت فلش مذهبی
Google


در این وبلاگ
در كل اینترنت
این صفحه را به اشتراک بگذارید


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : زنی که برای حفظ غیرت ، استقامت ورزید و برای خدا وظیفه خود را به خوبی انجام داد ، خداوند پاداش شهید را به او خواهد داد . ( نوادر راوندی ، ص 37 / بحار ، جلد 103 ، ص 250 )





ویژه نامه

فیلم | نماهنگ | غواصان دریادل و خط‌شکن

کتابخانه

   

آخرین اخبار


آیا می‏توان گفت عدم امنیت زنان دلیل پیدایش حجاب است؟ ریشه دیگری که برای به وجود آمدن پوشش ذکر کرده ‏اند ناامنی است.در زمانهای قدیم بی‏عدالتی و ناامنی بسیار بوده است.دست تجاوز زورمندان و قلدران به مال و ناموس مردم بیباکانه دراز بوده است.

مردم اگر پول و ثروتی داشتند ناچار بودند به صورت دفینه در زیر خاک پنهان کنند.علت مخفی ماندن گنجها این است که صاحبان طلا و ثروت جرات نمی‏کردند که حتی بچه‏های خود را از پنهانگاه ثروت خود آگاه سازند; می‏ترسیدند که راز آنها به وسیله بچه‏ها فاش شود و مورد تجاوز و گزند قلدران واقع شوند.بدین ترتیب گاهی اتفاق می‏افتاد که پدر با مرگ ناگهانی از دنیا می‏رفت و فرصت نمی‏کرد اسرار خود را به فرزندش بسپارد.قهرا دارایی او در زیر خاکها مدفون می‏ماند.جمله معروف «استر ذهبک و ذهابک و مذهبک‏» (پول و مسافرت و عقیده خود را آشکار نکن) یادگار آن زمانهاست.

همان طور که در مورد ثروت امنیت نبود، راجع به زن هم امنیت وجود نداشت.هر کس زن زیبایی داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفی نگه دارد، زیرا اگر آنها اطلاع پیدا می‏کردند، او دیگر مالک زن خود نبود.

ایران دوره ساسانی ناظر جنایتها و فجایع عجیبی در این زمینه بوده است. شاهزادگان و موبدان و حتی کدخداها و اربابها هر گاه از وجود زن زیبایی در یک خانه مطلع می‏شدند به آن خانه می‏ریختند و زن را از خانه شوهرش بیرون می‏کشیدند.در آن موقع سخن از پوشش و حجاب نبود، سخن از به اصطلاح قایم کردن و مخفی داشتن زن بود که احدی نفهمد.ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن قضایای شرم‏آوری در این باره از ایران قدیم نقل می‏کند.کنت گوبینو در کتاب سه سال در ایران می‏گوید: «حجابی که هم اکنون در ایران است‏بیش از آن اندازه که مستند به اسلام باشد مستند به ایران قبل از اسلام است.» و می‏نویسد که در ایران قدیم مردم هیچ امنیتی در مورد زنها نداشتند.

درباره انوشیروان – که به غلط او را «عادل‏» خوانده‏اند – نقل شده که وقتی یکی از سرهنگان ارتش او زنی زیبا داشت.انوشیروان به قصد تجاوز به زن او در غیاب او به خانه‏اش رفت.زن جریان را برای شوهر خود نقل کرد.بیچاره شوهر دید زنش را که از دست داده سهل است جانش نیز در خطر است.فورا زن خویش را طلاق گفت.وقتی انوشیروان مطلع شد که وی زنش را طلاق داده است‏به او گفت‏شنیدم یک بوستان بسیار زیبایی داشته‏ای و اخیرا آن را رها کرده‏ای، چرا؟ گفت جای پای شیر در آن بوستان دیدم ترسیدم مرا بدرد.انوشیروان خندید و گفت دیگر آن شیر به آن بوستان نخواهد آمد.

این ناامنی‏ها اختصاص به ایران و به زمانهای قدیم نداشته است.داستان اذان نیمه شب که در داستان راستان آورده‏ایم نشان می‏دهد که چگونه مشابه این جریانها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه خلافت‏بغداد، در بغداد هم رواج داشته است.در همین زمانهای نزدیک خودمان یکی از شاهزادگان در اصفهان از این گونه تجاوزها زیاد داشته است و مردم اصفهان قصه‏های زیادی از زمان حکومت او نقل می‏کنند.

بررسی

ما وجود ناامنی‏ها و بی‏عدالتی‏های زمان گذشته و تاثیر آنها را در مخفی کردن زن منکر نیستیم.

مسلما حجابهای افراطی و عقاید افراطی درباره پوشیدن زن معلول همین نوع جریانهای تاریخی است.ولی باید ببینیم آیا فلسفه پوشش زن در اسلام همین امر بوده است؟

اولا این سخن درست نیست که در عصر ما امنیت کامل از نظر زن برقرار است.در همین دنیای صنعتی اروپا و آمریکا که به غلط آن را «دنیای متمدن‏» می‏نامیم، احیانا آمارهای وحشت‏آوری از زنای به عنف می‏خوانیم، چه رسد به دنیای به اصطلاح نیمه متمدن و تمام وحشی.تا در جهان حکومت‏شهوت برقرار است هرگز امنیت ناموسی وجود نخواهد داشت.منتها شکل قضیه تفاوت می‏کند.یک وقت کسی مانند فلان خان و فلان قلدر مامور مسلح می‏فرستد و زن کسی را از خانه‏اش بیرون می‏کشند، یک وقت دیگر زنی را در یک مجلس شب نشینی و در خلال رقص و دانس «قر» می‏زنند و او را از شوهر و فرزند آواره می‏کنند.این گونه حوادث و یا حوادثی از قبیل ربودن زنان و دختران به وسیله تاکسی یا وسیله دیگر زیاد اتفاق می‏افتد و در روزنامه‏ها می‏خوانیم.در روزنامه اطلاعات مورخ‏۶/۹/۴۷ تحت عنوان «زنان امریکا در معرض خطر حملات جنسی‏» می‏نویسد:

«واشنگتن آسوشیتدپرس – سه پزشک محقق آمریکایی در گزارشی که برای دولت امریکا تهیه کرده‏اند اعلام نموده‏اند که در میان ایالات امریکا لوس آنجلس از لحاظ میزان «زنای به عنف‏» مقام اول را دارد و واشنگتن مقام سیزدهم را حائز است. البته این بدان معنی نیست که زنان و دختران در واشنگتن از حملات جنسی درامانند، اما امنیت آنها از بسیاری از شهرهای بزرگ آمریکا بیشتر است.در هر صد هزار جمعیت لوس آنجلس ۵۲ مورد زنای به عنف وجود دارد در حالی که در واشنگتن این رقم‏۷/۱۷ می‏باشد.در نیویورک در مدت شش ماه ۳۰۰۰ شکایت از هتک ناموس به زور به اداره پلیس رسیده است.سن این عده شاکیان بین شش سال تا هشتاد و هشت‏سال بوده و قسمت اعظم شاکیان چهارده ساله بوده‏اند.» پس این ادعا که در عصر ما امنیت ناموسی کامل برقرار است و صاحبان نوامیس باید از این نظر خاطرشان جمع باشد یاوه‏ای بیش نیست.

ثانیا فرض کنیم امنیت ناموسی کامل در جهان برقرار شده و تجاوز به عنف دیگر وجود ندارد و هر تجاوزی که به نوامیس مردم می‏شود از روی رضای طرفین است، ریشه نظر اسلام درباره پوشش چیست؟ آیا نظر اسلام به عدم امنیت‏بوده تا گفته شود اکنون که امنیت کامل برقرار شده دلیلی برای پوشش نیست؟

مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنیت نبوده است.لا اقل علت منحصر و اساسی عدم امنیت نبوده است، زیرا این امر نه در آثار اسلامی به عنوان علت پوشش معرفی شده است و نه چنین چیزی با تاریخ تطبیق می‏کند.در میان اعراب جاهلیت پوشش نبود و در عین حال امنیت فردی به واسطه زندگی خاص قبیله‏ای و بدوی وجود داشت; یعنی در همان وقت که در ایران نا امنی فردی و تجاوز به ناموس به حد اعلی وجود داشت و پوشش هم بود، در عربستان این گونه تجاوز بین افراد قبائل وجود نداشت.

امنیتی که در زندگی قبیله‏ای وجود نداشت امنیت اجتماعی یعنی امنیت گروهی بود و این گونه عدم امنیت‏ها را پوشش نمی‏تواند چاره نماید.به این معنی که قبیله‏ای به قبیله دیگر شبیخون می‏زد.در این شبیخونها که به وسیله قبیله بیگانه انجام می‏شد همه چیز دستخوش غارت می‏گردید، هم مرد اسیر می‏شد و هم زن، پوشش زن برای او امنیت نمی‏آورد.

زندگی اعراب جاهلیت‏با همه تفاوت عظیم و فاحشی که با زندگی صنعتی و ماشینی عصر ما داشته، از این جهت مانند عصر ما بوده یعنی فحشا و زنا حتی در مورد زنان شوهردار فراوان بوده است.ولی به خاطر یک نوع دموکراسی و نبودن حکومت استبدادی کسی زن کسی را به زور از خانه‏اش بیرون نمی‏کشید.با این تفاوت که نوعی عدم امنیت فردی در زندگی ماشینی امروز هست که در آن عصر نبود.

پوشش برای جلوگیری از تجاوز کسانی است که در یک جا زندگی می‏کنند.

بر حسب خوی و عادت قبیله‏ای بین افراد یک قبیله این جور تجاوزها وجود نداشته است.لهذا نمی‏توانیم بگوییم که اسلام صرفا به خاطر برقرار ساختن امنیت دستور پوشش را وضع کرد.

فلسفه اساسی پوشش چیز دیگر است که توضیح خواهیم داد.در عین حال نمی‏خواهیم بگوییم که مساله امنیت زن از گزند تجاوز مرد به هیچ وجه مورد توجه نبوده است. بعدا در آنجا که به تفسیر آیه «جلباب‏» می‏پردازیم خواهیم دید که قرآن کریم بدین اصل توجه داشته است.مدعی این موضوع نیز نیستیم که در عصر ما این فلسفه بی‏مورد است و امنیت کامل برای زن از ناحیه تجاوزات مردانه برقرار است.تجاوزات به عنف که در کشورهای به اصطلاح پیشرفته همه روزه رخ می‏دهد، در روزنامه‏های ما هم منعکس است.

منابع مقاله:

مجموعه آثار جلد ۱۹ ، مطهری، مرتضی؛

منبع: hawzah.net



نوشته شده توسط :محمدعلی رحیمی
دوشنبه 20 آذر 1396-10:13 ق.ظ
نظرات() 


http://Florenceyorty.hatenablog.com/
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 02:06 ق.ظ
Wonderful blog! I found it while surfing around on Yahoo News.
Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo News?

I've been trying for a while but I never seem to get there!
Many thanks
پاسخ :
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:38 ب.ظ
You have made some good points there. I checked on the net for more
info about the issue and found most individuals will
go along with your views on this site.
پاسخ :
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 08:42 ب.ظ
Terrific article! This is the kind of information that
should be shared around the internet. Shame on Google
for no longer positioning this submit upper! Come on over and visit my website .
Thank you =)
پاسخ :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.